تبليغاتX
< > غمــــــــــــــزده عــــــــــــشق






دلم همینه داغونترش نکن | یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 | 0:37 


من بی تو هیچم، تو باورم نکن ، خیسم ز گریه تنهاترم نکن

عاشق نبودم، تا با تو سر کنم ، آتش نبودم خاکسترم نکن

اگه عاشقت نبودم، اگه بی‌تو زنده بودم، تو بمون که بی‌تو غصه می خورم

اگه دل به تو نبستم اگه این منم که هستم ، ولی از هوای گریه ات پرم

اگه شکوه دارم از تو اگه بی قرارم از تو، تو بمون که آشیانه ام تویی

به هوایت ای ستاره به تو می‌رسم دوباره ، اگه عاشقم بهانه ام تویی

دل کنده بودم از هم زبونیت ، پنهون نکردی از من نشونیت

من پا کشیدم از عهد بسته‌ام ، تو پا فشردی بر مهربونیت

اگه هم زبون نبودم اگه مهربون نبودم، چه کنم این دل شکسته رو؟

اگه سرد و مرده بودم اگه پر‌نمی‌گشودم، به تو بستم این دو بال خسته‌رو

اگه شکوه دارم از تو اگه بی قرارم از تو،تو بمون که آشیانه‌ ام تویی

به هوایت ای ستاره به تو می‌رسم دوباره ، اگه عاشقم بهانه ام تویی

دلشكسته اي به نام mery | لينک ثابت | موضوع: |

صدای قلبت را میشنوم ... | یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 | 0:36 


هزار سال به سوی تو آمدم

                                   افسوس !

هنوز دوری ، دور از من ، ای امید محال

هنوز دوری ، آه ، از همیشه دورتر

همیشه ، اما ،در من كسی نوید می دهد

كه می رسم به تو

                      شاید هزار سال دیگر

صدای قلب تو را

                      پشت آن حصار بلند

همیشه می شنوم

همیشه سوی تو می آیم

همیشه در راهم

همیشه می خواهم

همیشه با توام ، ای جان

                             همیشه با من باش!

همیشه !

            اما

     هرگز مباش چشم به راه

دلشكسته اي به نام mery | لينک ثابت | موضوع: |

دل به دریا میزنم ... | یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 | 0:35 


با تو دل هلهه ای دیگر داشت

                            عشق هم حوصله دیگر داشت

گریه ها آیه ی احساسم بود

                          غم ز دل فاصله ای دیگر داشت

در گذرگاه شب عاطفه ها

                            عاشقی مرحله ای دیگر داشت

با تو در اوج طلوع اندوه

                          دشت دل زلزله ای دیگر داشت

در سكوت قفس آیئنه ها

                             بلبلِ دل گله ای دیگر داشت

آسمان سحر گلشن مهر

                              نغمه چلچه ای دیگر داشت

آری ای واژه ای آبی جنون

                               با تو مسله ای دیگر داشت

می شكوفم چون شقایق با غزل

                              در نگاه صبح صادق با غزل

می زنم دل بر دلِ دزیای غم

                                   از غریبای دقایق با غزل

می رسم تا ساحل گل واژه ها

                                روی بال سبز قایق با غزل

می نویسم روی پاسی در بهار

                                 گلستانی از حقایق با غزل

می شود معنای سپید ای سحر

                             ور نگاه مست عاشق با غزل

بلبل دل می سراید باز هم

                                 آسمانی از شقایق با غزل     

دلشكسته اي به نام mery | لينک ثابت | موضوع: |

| پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 | 8:38 

شواهد مردم نگاری و منابع مکتوب در یکی - دو سده ی پیشین، جای تردید کمی در این باره می گذارد. «ادوارد پولاک»، پزشک اتریشی ناصرالدین شاه و معلم مدرسه ی دارالفنون در سفرنامه ی خود به سال 1243 خورشیدی (1865 میلادی) گزارش کرده است که زنان تهرانی در روز سیزده بدر، به آیینی کهن به دشت و صحرا می روند و دولت وقت برای جلوگیری از اینکار، عوارضی وضع کرده و مبلغی از زنان دریافت می کند.
«ماری شیل»، همسر وزیر مختار بریتانیا در ایران در سفرنامه ی خود به سال 1228 خورشیدی (1850 میلادی) نقل کرده است که زنان برای سیزده بدر به سنت قدیم به باغ سفارتخانه ی بریتانیا می آیند و به جز باغبان ها، هیچ مرد دیگری در آنجا نیست.
همچنین «قهرمان میرزا عین السلطنه» در روزنامه ی خاطرات خود شرح می دهد که هنگام عزیمت به شمیران در سال 1287 خورشیدی (1326 قمری) دیده است که زنان به سیزده بدر آمده بودند و سبزی های صحرایی را می چیدند در حالیکه مردان به زراعت رفته بودند.
به جز اسناد مکتوب، توجه به باورهای مردم شناختی نیز از زنانه بودن سیزده بدر حکایت می کند.
در افغانستان، روز سوم و یا سیزدهم فروردین را «نوروز زنان» می نامند. در آسیای میانه و نواحی ورارود، برخی از روزهای نوروزی به «هوروزا» ایزدبانوی سغدی آب ها وابسته است و زنان برای بزرگداشت او به دشت و طبیعت می روند. در بسیاری نواحی، مراسم فال گیری سیزده بدر، منحصرا بدست زنان انجام می شود. در سنگسرِ سمنان، زنان آش مخصوصی به مناسبت این روز می پزند. در میان ارامنه ی فریدن، تازه عروسان با جامه اَروسی (عروسی) خود در مراسم حاضر می شوند. در سنگسر و نیز در تبرستان و مازندران، پسران جوان به نامزدها و دلداده های خود هدیه هایی پیشکش می کنند. همه ی این شواهد که بطور خلاصه گفته آمد، بر زنانه بودن جشن سیزده بدر دلالت می کنند که بعدها مردان نیز خود را از آن بی بهره نکرده اند. (البته امیدوارم این سخنان موجب نشود که خانم های گرامی، پس از نوروز و اسفندگان، در انتظار هدیه دیگری باشند که دیگر از توان ما خارج است.)
  • چرا این مراسم در روز سیزدهم فروردین برگزار می شود ؟
بسیاری از آیین های ملی در سرزمین های ایرانی، به شیوه های گوناگون و در زمان های مختلفی برگزار می شود. اما از آنجا که شیوه ی رایج در تهران، بیشتر در رسانه ها بازتاب می یابد، تصور می شود که همین شیوه در همه جا و در میان همه ی مردمان روایی دارد.
برای نمونه، افزودن ماهی سرخ به سفره ی هفت سین، ابتکار ناهنجاری بود که سوداگران در تهران رواج دادند و به لطف تلویزیون، در شهرهای بزرگ هم فراگیر شد. در بسیاری از شهرها و روستاهای دورافتاده که به امواج مخرب تلویزیون دسترسی نداشته اند، چنین بدعتی کاملا ناشناخته است و آیین های ایرانی که پیوندی عمیق با پاسداشت زیست بوم و گرامیداشت همه ی موجودات هستی دارد، هیچ ارتباطی با چنین قتل عام گسترده ای ندارند.
هر چند فراگیرترین شکل برگزاری این جشن در سیزدهمین فروردین ماه است اما گونه های دیگری از آن نیز شناخته شده است. در برخی نواحی استان سمنان، خوزستان و بختیاری، در چهاردهم فروردین و به نام «چارده بدر» برگزار می شود. در باختر افغانستان، در نخستین چارشنبه ی سال و در نواحی استان کرمان در نخستین شنبه ی سال نو انجام می شود. هم میهنان ارمنی در سیزدهمین روز ژانویه، و ارمنیان فریدن اصفهان در سیزدهم ماه فوریه چنین جشنی را با نام «دِرِن دِز» یا «دریانداراج» برگزار می کنند. البته روحانیت مسیحی برای این آیین کهن، توجیهی دینی نیز پدید آورده و سیزدهم ژانویه را روز نامگذاری عیسی نامیده است.
مراسم روز «کیپور» در نزد یهودیان نیز شباهت هایی با سیزده بدر دارد. برگزاری سیزده بدر در سیزدهمین روز ماه قمری صفر نیز در نواحی گوناگون و در منابع مکتوب سده های اخیر دیده شده است. همچنین از گفتارهای ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه چنین برمی آید که گویا در زمان او، آیینی شبیه به سیزده بدر در ششم فروردین ماه برگزار می شده است.
به گمان من، وظیفه ی پژوهشگران و رسانه ها است که در شرح و گزارش آیین های ملی، تنها به شیوه ی رایج در تهران، بسنده نکنند و آن را گونه ی اصیل و باستانی هر آیینی ندانند. وظیفه ی بزرگ ما برای دوری جستن از تفرقه های قومی و ایجاد همبستگی ملی، توجه و احترام به تمامی شیوه های گوناگون برگزاری آیین های ایرانی در همه ی سرزمین ها و بازگو نمودن آنها است. شاید کوتاهی های رسانه های دولتی و تلویزیون داخلی ایران در این زمینه توجیه پذیر باشد، اما برای دوستداران و دلسوزان فرهنگ ایران، بخشودنی نیست.
  • قدمت سیزده بدر چقدر است ؟
برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر، ما با یک خلا درازمدت در منابع و اسناد مکتوب روبرو هستیم. از همین روی، برخی پژوهشگران بر این گمانند که این جشن دیرینگی ای بیش از یک یا دو سده ندارد. تمامی منابع مکتوبی که به گزارش صریح سیزده بدر (در فروردین یا صفر) پرداخته اند، متعلق به عصر قاجاریه هستند. اما دو شاهد دیگر نشان دهنده ی دیرینگی بسیار زیاد این جشن است :
یکی آیین های بسیار گسترش یافته و متنوع و گوناگون سیزده بدر است که بر پایه ی قواعد مردم شناسانه و فرهنگ عامه، هر چقدر دامنه ی گسترش باوری فراخ تر و شیوه های برگزاری آن متفاوت تر باشد، نشان دهنده ی دیرینگی بیشتر آن است.
و دیگری، مراسم مشابه ای است که به موجب کتیبه های باستانی سومری و بابلی (اکدی) از آن آگاهی داریم. به موجب این گزارش های مکتوب، آیین های سال نو در سومر با نام «زَگموگ» و در بابل با نام «اَکیتو»، دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت می آراسته اند. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دستکم چهارهزار ساله است.
  • چه ارتباطی بین این جشن و عدد سیزده و نحسی آن وجود دارد ؟
در باورهای ایرانی هر یک از روزهای ماه خورشیدی از آنِ یکی از ایزدان و مینویان است و تمامی روزهای سال خجسته و فرخنده هستند. نحس بودن عدد سیزده، ارتباطی با فرهنگ ایرانی ندارد و متعلق به جوامع غربی و اروپایی است و پس از آشنایی و گسترش روابط ایرانیان با اروپاییان از عصر صفوی به بعد، به ایران راه یافته است. می دانیم که باور به نحس بودن عدد سیزده، علیرغم پیشرفت های همه جانبه ی علمی و تکنولوژیکی هنوز هم عمیقا در غرب متداول است و ایرانیان با اینکه سخنان فراوانی در باره ی نحس بودن عدد سیزده را شنیده اند، اما می دانیم که چنین باوری در نزد عموم مردم رواج گسترده ندارد و اگر دائما در رسانه ها تبلیغ نشود، خواهیم دید که چنین اعتقادی کمتر از زبان مردم شنیده می شود.
اما از سوی دیگر، عدد سیزده در نزد ایرانیان و جوامع کهن، بخاطر خاصیت بخش ناپذیری آن، عددی «بد قلق» دانسته می شده است. در حالیکه عدد دوازده از قابلیت بخش پذیری بسیار بالایی برخوردار بوده و به پنج مقسوم کامل و چهار مقسوم با خارج قسمت غیر گنگ، قابل تقسیم است. البته سخن در باره ی ویژگی های خاص و جالب اعدادی همچون سه، پنج، هفت، دوازده، سی، چهل، هفتاد و دو، بسیار است که باید در فرصت دیگری به آنها پرداخت.
اما انتخاب سیزده برای این جشن ایرانیان، نه به دلیل نحس بودن آن، بلکه از آن روی است که روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری های ایرانی از آن ایزد «تیشتـَر»، ایزد آورنده ی باران و سال خوب، است. (در گاهشماری سیستانی «تیرکیانوا»، در سغدی «تیشیج»، در خوارزمی «چیریج») ایرانیان این روز را برای خجستگی بسیار آن انتخاب کرده اند و اینکه در برخی نواحی نیز که سیزده بدر را در روز چارشنبه برگزار می کنند هم به همین سبب بوده است. چرا که روز چارشنبه در ایران باستان با نام «تیشتـَر شید» شناخته می شده و در نتیجه پیوندی میان چارشنبه و روز سیزدهم وجود دارد.
  • دلیل برگزاری سیزده بدر چیست ؟
سیزده بدر، سه دلیل شناخته شده دارد :
یکی اینکه آخرین روز جشن های نوروزی است و همانگونه که پیش از این گفته شد، سابقه ای دستکم چهار هزار ساله دارد.
دلیل دوم در اینست که در این روز عملا نیمسال دوم زراعی آغاز می شده است.
سومین دلیل چنین است که سیزدهم فروردین، نخستین «تیشتر روز» سال است.
در این روز، مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک، به کشتزارها و مزارع خود می رفته و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل ها و گیاهان صحرایی، به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداخته اند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه (در افغانستان به نام «آش ابودُردا») غافل نمی شدند.
به سخن دیگر، سیزده بدر از نسخه های جشن های تیرگان و آبریزگان است.
  • گویا نشانه هایی از بعضی روابط آزاد و خارج از عرف یا ازدواج مقدس در سیزده بدر وجود داشته است ؟
این خاص سیزده بدر نبوده و عموما مربوط به آیین های نوزایی طبیعت است که از ابتدای اسفندماه آغاز می شده و با تفاوت هایی در زمان و شیوه ها، در سراسر آسیای غربی رواج داشته است. فعلا زمان مناسبی برای این بحث نیست.
  • اگر سیزده بدر با نخستین تیشتر روز سال ارتباط دارد، در موقعی که آغاز سال در مبدا دیگری بوده، بازهم این جشن برگزار می شده است ؟
ما از برگزاری آیین هایی مشابه با سیزده بدر بر بنیاد گاهشماری های دیگر آگاهی داریم. «جشن تیرگان» در سیزدهمین روز تابستان، بازمانده ی نخستین تیشتر روز سال در کهن ترین گاهشماری شناخته شده ایرانی، یعنی گاهشماری گاهنباری است که در آن سال، از ابتدای تابستان آغاز می شده است.
«آیین قالیشویان» اردهال کاشان در سیزدهمین روز پاییز (امروزه در دومین آدینه ی مهرماه) بازمانده ی جشن ستایش و نیایشی برای این ایزد بزرگ ایرانیان است و می دانیم علیرغم اینکه به این آیین رنگ مذهبی داده اند، اما هنوز هم پیوندی ژرف با مراسم نیایش آب و آب بازی تیرگانی دارد و تنها مراسم مذهبی است که با گاهشماری خورشیدی سنجیده می شود.
هم میهنان گیلانی و مازندرانی بر بنیاد گاهشماری کهن دیلمی و طبری، آیین هایی شبیه به این را در سیزدهمین روز تیرماه خود (برابر با بیست و هفتم و دوازدهم آبان ماه) به نام های «گالشی جشن» و «تیر ماه سینزده»(sinzdah) انجام می دهند.
اما سیزدهمین روز سالی با مبدا آغاز زمستان، امروزه در میان هم میهنان ارمنی در روز سیزدهم سال نوی میلادی برگزار می شود.
  • مراسمی که در سیزده بدر انجام می شده است، چیست و چه دلایلی داشته است ؟
بخشی از آیین سیزده بدر را، باورداشت هایی تشکیل می دهد که به نوعی با «تقدیر و سرنوشت» در پیوند است. نمونه ی اینها عبارت است از فال گوش ایستادن، فال گیری (به ویژه فال کوزه)، گره زدن سبزه و گشودن آن، بخت گشایی (که به ویژه در سمرقند و بخارا رایج است) و نمونه های پرشمار دیگر.
چنین اعتقادهایی تنها منحصر به سیزده بدر نیست بلکه با «آغاز یک مرحله ی جدید» در پیوند است. و در اینجا آغاز سال نو، آن مرحله ی جدید است.
چنین باورهای مرتبط با بخت و تقدیر، از اعتقادهای بسیار کهن و همچنان زنده و پایدار «زروانی» ایرانیان سرچشمه می گیرد. همه ی مردمان در آغاز هر مرحله ی جدید در زندگی و روزگار خود، به نوعی در جستجو و گمانه زنی برای آینده هستند. بسیارند کسانی که یک واقعه ی نیک یا بد در بامداد یک روز، در نخستین روز هفته، در نخستین روز ازدواج، در نخستین روز شغل جدید و در بسیاری هنگام های دیگر را به کل آن روز یا واقعه تعمیم می دهند و به «فال نیک» یا بد می گیرند. حتی عبارت های تهنیت آمیز و نیک خواهی که مردمان در آغاز روز یا سال به یکدیگر می گویند نیز گونه هایی از همین باورها است.
چنین مراسمی که عموما به «پیش بینی آینده» یا «تاثیرگذاری بر آینده» مربوط است، تنها متعلق به سیزده بدر نیست و در چارشنبه سوری و دیگر مناسبت های نوروزی نیز دیده می شوند.
علاوه بر این، آیین های سیزده بدر بمانند چارشنبه سوری و نوروز، بسیار پرشمار، زیبا و دوست داشتنی هستند. بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی های جوانان و آب پاشی و آب بازی (که این آخری در میان «پارسیوان» های پاکستان سخت رایج است) بخشی از آن آیین هاست.
همانگونه که شباهتی بین چارشنبه سوری و نوروز امروزی متداول در تهران و شهرهای بزرگ، با شیوه های اصیل و کهن آن وجود ندارد، سیزده بدر امروزی نیز تنها نامی از یک جشن کهن را برخود داشته و هیچ شباهتی به آیین کهن و یادگار نیاکان ما ندارد. نحوه ی اجرای این جشن، مانند بسیاری از دیگر آیین های ایرانی، عمیقا از شیوه ی اصیل و باستانی خود دور شده است و به شکل فعلی آن، دارای سابقه ی تاریخی در ایران نیست.
اگر در گذشته مادران و پدران ما، سبزه های نوروزی خود را در این روز به صحرا می برده و برای احترام به زمین و گیاه، آن را در آغوش زمین می کاشته اند، امروزه ما آن را به سوی یکدیگر پرتاب می کنیم و تکه تکه اش می کنیم.
سیزده بدرِ پیشینیان ما، روزی برای ستایش تیشتر، برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت و پاکیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیست بوم مقدس آنان بوده است. در حالیکه امروزه روز ویرانی و تباهی طبیعت است.
بر این باورم که برای سپندارمذ ایران، برای ایزدبانوی زمین سرسبز، هیچ روزی غم انگیزتر از سیزده بدر امروزی ما نیست.
یادداشتی پیرامون مصاحبه در باره ی جشن سیزده بدر

پس از پخش مصاحبه ی رادیو فردا و رادیو بین المللی فرانسه با نگارنده در باره ی جشن سیزده بدر، شماری از دوستان سه پرسش را پیش کشیدند که لازم می دانم پاسخ آنها را برای آگاهی دیگران در دنباله ی این نوشتار بیاورم :
نظریه ی زنانه بودن جشن سیزده بدر را (تا آنجا که من می دانم)، برای نخستین بار استاد «رحیم رضازاده ملک» در کتاب «در معرفت تقویم» (۱۳۸۲) به گفتار آورده اند و نوآوری این نگارنده نیست.
برای آگاهی های بیشتر در باره ی «هوروزا» - ایزدبانوی سغدی - و دیگر آیین های نوروزی در ورارود، کتابی از آکادمیسین «روزی احمد» استاد ادبیات شفاهی در جمهوری تاجیکستان به نام «نوروز خجسته پی» که در همایش بین المللی انسان و آب (رامسر ۱۳۸۱) از روی لطف به من دادند، به فارسی برگردان شده است که بزودی منتشر می شود.
در بخشی از این مصاحبه که با نام «ریشه های سنت سیزده بدر در ایران باستان»، در تارنمای رادیو فردا منتشر شده است، نام «تیر روز» بخاطر اشتباه کوچکی در حروف چینی، بگونه «پیروز» آمده که برخی دوستان تصور کرده اند این دو نام پیوندی با یکدیگر دارند.
__________________
خدایا یاریم کن،
اگر روزی ، جایی ، چیزی را شکستم
دل نباشد...
 
 
سیزده فروردین روز طبیعت و گردش بر همه دوستان عزیز مبارک
امیدوارم که بر همگی خوش بگذره
دلشكسته اي به نام mery | لينک ثابت | موضوع: |

سال نو بر همگی مبارک باد | چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 | 21:59 

سال نو بر همگی مبارک باد

 

ای خداوند….
به‌ علمای‌ ما مسوولیت و به‌ عوام‌ ما علم‌ و به‌ مومنان‌ ما روشنایی‌ و به‌ روشنفکران‌ ما ایمان و به‌ متعصبین‌ ما فهم و به‌ فهمیدگان‌ ما تعصب‌ و به‌ زنان‌ ما شعور و به‌ مردان‌ ما شرف‌ و به‌ پیروان‌ ما آگاهی‌ و به‌ جوانان‌ ما اصالت‌ و به‌ اساتید ما عقیده‌ و به‌ دانشجویان‌ ما نیز عقیده و به‌ خفتگان‌ ما بیداری‌ و به‌ دینداران‌ ما دین‌ و به‌ نویسندگان‌ ما تعهد و به‌ هنرمندان‌ ما درد و به‌ شاعران‌ ما شعور و به‌ محققان‌ ما هدف‌ و به‌ نومیدان‌ ما امید و به‌ ضعیفان‌ ما نیرو و به‌ محافظه‌کاران‌ ما گستاخی‌ و به‌ نشستگان‌ ما قیام‌ و به‌ راکدان‌ ما تکان‌ و به‌ مردگان‌ ما حیات‌ و به‌ کوران‌ ما نگاه‌ و به‌ خاموشان‌ ما فریاد و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌ و به‌ شیعیان‌ ما علی‌ [ع] و به‌ فرقه‌های‌ ما وحدت‌ و به‌ حسودان‌ ما شفا و به‌ خودبینان‌ ما انصاف‌ و به‌ فحاشان‌ ما ادب‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر و به‌ مردم‌ ما خودآگاهی‌
و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصمیم‌ و استعداد فداکاری‌ و شایستگی‌ نجات‌ و عزت‌ ببخش
!

 

دکتر علی شریعتی

دلشكسته اي به نام mery | لينک ثابت | موضوع: |

فنا میشوم... | دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 | 0:9 

فنامیشوم... آیا گهنکارم... می ترسم... می ترسم از

  اینکه روزی عشق وناکامی به هم بیامیزند,چگونه به

  چشمهایت بنگرم وبگویم که هنوزدوستت دارم,آیا

  باورخواهی کرد؟آیا مراباهمین که هستم خواهی

  پذیرفت؟

    من چگونه بازیچه قلب خویش شدم؟چگونه اسیر

    شدم؟خدای من,مراازاین گرداب تلخ چراها برهان.

    خدایا به اوبگوکه نگرانی درچشمهایم بیداد می کند,

    بگوکه درکوچه های خاکی دلواپسی گم شده ام,بگوکه

    می خواهم پیدایم کند.خدایااین دردواندوه تا به کی

    برمن پادشاهی خواهد کرد,خدایابه من بگوکه تاکجا

    بایدپا برهنه برای اثبات هستی ام بروم؟به من بگوکه

    اشتباه نمی کنم,بگوکه هیچ طوفانی درراه نیست؟

http://www.reza-beheshti.blogfa.com/

دلشكسته اي به نام mery | لينک ثابت | موضوع: |

اس ام اس | پنجشنبه هشتم اسفند 1387 | 19:46 

یکی قشنگیه منظره رو میبینی یکی کثیفیه پنجره رو .این تویی که تصمیم

میگیری چی ببینی .امید وارم همیشه قشنگترین منظره رو ببینی

حتی از پشت پنجره ی کثیف!!!!!!

.

لیز خوردن بهانه است برای اینکه دستای کسی رو که دوست داری بهتر بگیری

.

همیشه تلخترین لحظه ها را کسی برایت می سازد

که قشنگترین لحظه هارا با او بودی

.

حالا مثل همیشه چند سخن از بزرگاااااااااااان

.عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم {{لئوبوسکالیا}}

گاهی بی رنگی از هر رنگی زیباترومفیدتر است {{شاتو بریان}}

ادم کامل ادمیه هم عقل داشته باشه هم احساس {{ویلیام تن}}

انسان !!خودت به یاریه خودت برخیز {{بنهون }}

مانند اسمان بخشنده و مانند زمین افتاده باش .رمز زندگی همین است {{مولیر}}

بدون باختن موفق نمیشوی {{مثل روسی }}

در زندگی ثروت حقیقی مهربانی است وبینوایی حقیقی خودخواهی {{وینه}}

تولدومرگ اجتناب ناپذیرند فاصله این دو را زندگی کن {{سانتابان}}

به خودتان قول بدهید هیچوقت به امید تغییر دادن کسی با او واردزندگی مشترک نشوید """""""""""""""""""""""""""""""

  

 

            خداوندا! دستانم خالی اند و دلم غرق در آرزوها
            یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان، یا دلم را از آرزوهای دست
            نیافتنی خالی کن
          

          بهترین انتقامی که می تونی از سرنوشت بگیری اینه که شاد باشی.

 

برای داشتن چیزی که تا به حال نداشتی
کسی باش که تا به حال نبودی

 

 

خودت را از کسی پس نگیر شاید این تنها چیزی باشد که او دارد
وقتی که می گویی دوستت دارم خوب به این جمله فکر کن
شاید نوری را روشن کنی که به با خاموش کردن آن ، به خاموش شدن او ختم شود ...

 

 

میگن دلتنگی قشنگترین هدیه عشقه
حالا من با این هدیه قشنگ تو چیکار کنم؟

 

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی
برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو 

                                            یادت بخیر

هرکی دلتو شکوند صداشو در نیار، یه روز دلش میشکنه و صداش در میاد!

دلشكسته اي به نام mery | لينک ثابت | موضوع: |

رفتنت برگشت نداره | یکشنبه چهارم اسفند 1387 | 1:59 

آخرین باره ستاره

توی آسمون سواره

نگاه من به توتلخه

اشک من داره میباره

قاب عکس  توی طاقچه

یادگار تو رو داره

غبارسرد ی دستام

همیشه درانتظاره

توی جاده آرزویم

ردّپای روزگاره

توی شوره زارِرؤیام

گلِ حسرت میکاره

 با نگاه توی خوابم

دردوغصه رومیاره

توی سوت وکورشبا

پاروی دلم میزاره

بازمی خونم بی بهونه

رفتنت برگشت  نداره

رفتنت برگشت نداره

 ترانهٔ سکینه کاشانی(شبنم)

reza-beheshti.blogfa.com

دلشكسته اي به نام mery | لينک ثابت | موضوع: |

فرارشب | یکشنبه چهارم اسفند 1387 | 1:54 

تومراگم کردی درفراسوی سکوت

                                      درهیاهوی سجود       درنگاه باران

برگزیدم چشمم رامن برای دیدن

                                    من فرارشب رابه سرِدارِنگاهت دیدم

کشته بودی شب رامن ولی ترسیدم

برگزیدم لب رامن برای گفتن

                                  من صدای بوق تک قطارعشق را

ازسفرپرسیدم،ازمسافر،ازتو                     توولی خندیدی

برگزیدم دست رامن برای لمس تن مهتابی صبح

           تن مهتاب شکفت      ازتووعشق توگفت

من ولی نشنیدم      برگزیدم دل رامن برای عشق

    من نگاه عشق رادرتن سردِاسیرِدردوچشمانِ کویر

           درصدای باران        دیدم ازروزن خاک

           من نگاهت کردم توولی خوابیدی

           دردلم بودکه توخواهی آمدروزی

           دردلم هست که تودل سپردی ولی...

♣ گل من تورازمارابه کدام دیوگفتی

   که بریده ریشهٔ مهروشکسته شیشهٔ عشق...

   می خواستم بدانی که...

   می دانم خسته ای وپژمرده ای

   امااگر...

             به عشق ایمان بیاوری...

             دردرااحساس کنی...

             وبه امید دست یاری بدهی...

   خواهی دیدکه:

             گل وجودت همیشه بهاری می ماند...

reza-beheshti.blogfa.com

دلشكسته اي به نام mery | لينک ثابت | موضوع: |

مسافرغریب من... | یکشنبه چهارم اسفند 1387 | 1:52 

دلشكسته اي به نام mery | لينک ثابت | موضوع: |